
<< مامان روسریت افتاده موهات دیده می شه آن را درست کن ...>>
<< من از اون آقاهه می ترسم خیلی بد نگاه می کنه بیا از اینجا بریم ...>>
<< مامان ! برو تو من جواب می دهم ...>>
شاید شما نیز در زندگی روزمره شاهد گفته هایی از این قبیل باشید که کودکان با آن نگاه معصومانه و پاکشان در گوش ما بزرگترها زمزمه می کنند گفته هایی که نشان از فطرت پاک آنها حکایت دارد و با اینکه سن وسالی ندارند ولی خوب ارزش خوب و بد را می فهمند ...
اما بیشتر همین بچه ها وقتی که بزرگ می شوند دیگر از آن فطرت پاک خبری نیست و یا خیلی کم رنگ می شود ...
براستی چرا باید اینگونه باشد ؟! شاید اگر ما بزرگترها غیرت کودکانمان را جدی می گرفتیم خیلی از مسایل حل می شد ...