
مفسران میفرمایند: شیطان برای تزیین عمل مذموم، در ابتدا خواسته نفس انسان را پیدا میکند و آنگاه عمل ضد ارزش را بر طبق خواسته نفس زیبا جلوه میدهد و یا عمل ارزشی را زشت جلوه میدهد، سپس با تحریک قوای باطنی و احساسات درونی ـ هواهای نفسانی و شهوتها ـ آن عمل را با لذت جلوه میدهد و آن را برای انسان [[حق]] و واقع مینمایاند در نتیجه نفس به آن علاقهمند میشود و بدون توجه به عواقب بد آن از هر راهی که شد میخواهد آن عمل را انجام دهد
المیزان، ، ج 2، ص 110 و ج 3، ص 97، جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی،
مراحل اخلاق در قرآن، قم، انتشارات اسراء، 1375 ش، ص103
کلمه شیْطان از ماده "شطن" گرفته شده، و "شاطن" به معناى "خبیث و پست" آمده است، و شیطان به موجود رانده شده، سرکش و متمرد اطلاق مى شود و به معنى روح شریر و دور از حق ، نیز آمده است.
"شیطان" اسم عام (اسم جنس) است ، در حالى که "ابلیس" اسم خاص (عَلَم) مى باشد، و به عبارت دیگر شیطان به هر موجود موذى و منحرف کننده و طاغى و سرکش ، خواه انسانى یا غیر انسانى مى گویند، ونام ابلیس در باورهای اسلامی شیطان,به معنای کسی که ادم را فریب داده است.
شیطان به موجود موذى و مضر گفته مى شود، موجودى که از راه راست بر کنار بوده و در صدد آزار دیگران است ، موجودى که سعى مى کند ایجاد دودستگى نماید، و اختلاف و فساد به راه اندازد، و اینکه به ابلیس هم شیطان اطلاق شده بخاطر فساد و شرارتى است که در او وجود دارد.
شیطان معانى مختلفى دارد، که یکى از مصداقهاى روشن آن ابلیس و مصداق دیگر آن انسانهاى مفسد و منحرف کننده است.
ادامه مطلب