آخرین مطالب
جانم فدای امام نقی(ع) - هفته پاسداشت مقام امام نقی(ع) در فضای مجازی
کتاب دا سند ماندگار از روزهای حماسه در خرمشهر....
انا عطیناک الکوثر...
لباس ساده یا لباس شهرت ؟!...
کمی تامل کنیم ( عفاف از منظر استاد مطهری ...)
من چه کرده ام با خود؟!...
تبریک سال نو
حجاب اینترنتی...
کمی تامل کنیم( عاقبت عمل زنان ...)
اوصاف حضرت فاطمه (س) در روز قیامت ...
سخنان گهربار ماهاتما گاندی رهبر فقید هند در مورد حجاب و عفاف خانمها
کمی تامل کنیم ( کلاه رنگی شیطان بر سر انسانها) ...
منزلت ( زن ،مرد ) و ارزش انسانی...
دهه فجر بر فجر آفرینان مبارک
کمی تامل کنیم (زنان بد حجاب در جهنم)
غیرت را از بچه ها یاد بگیریم .... به قلم : یک شهروند
شعر ارزش انسان (به غیر از انسان هیچ چیز ارزان نیست ...)
در سوگ جانان ...
کمی تامل کنیم ( پوشیدن چکمه های بلند و...)
ضد ارزشی بنام شیطان ؛ دشمن آشکار انسان ...
سلام بر امام حسین (ع) و اربعینش...
کمی تامل کنیم (به زیبائی ملائک ...)
غیرت یا حسادت جنسی ...
حجاب و عفاف یک امر فطری است ...
شهادت آب و تاثیر پذیری آن بر مفاهیم انسانی... به قلم : یک شهروند
 
آرشیو مطالب
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
 
پیوندها
پایگاه اطلاع رسانی سپاه عاشورا
پایگاه اطلاع رسانی نماز ستون دین
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
بیداری افکار- حجاب و عفاف
دو 3 خط یاد حسین(ع)
پرتال اگهی استخدام
خداوند( قر آن) انسانها
منتظران یوسف زهرا
سلاح من، قلم من
از خاک تا افلاک
alamolhooda
جهاد سایبری
تسنیم کوثر
نور هدایت
نهال امید
راز نماز
تلنگر
ادبی
تکیه
حجاب
مبارز
عطش
سلامت
حجاب برتر
مقر موعود
دکتر عباسی
سنگر مجازی
نطنز سرای من
بالاتر از بلاترین
پرواز تا بی نهایت
شهید قاضی سیس
گروه محدثه قره آغاج
یادداشت های بیداری
دهکده هنرهای دستی
جدید ترین برنامه های روز
لا اله الا الله محمد رسول الله
فدویان امام موسی بن جعفر(ع)
پایگاه خبری رزمندگان اسلام خامنه
 
کتاب دا سند ماندگار از روزهای حماسه در خرمشهر....

کتاب دا

دا، در گویش محلی به معنی مادر است و زهرا حسینی با انتخاب این عنوان خواسته رنج، اندوه، تلاش و مقاومت مادران ایرانی را یادآور شود.

سیده زهرا حسینی یک کرد ایرانی است که پدر و مادرش پیش از ولادت او در عراق زندگی می‌کردند و او در سال ١٣۴٢ در آنجا به دنیا آمد. در کودکی همراه خانواده‌اش به ایران بازگشت و پدرش در خرمشهر ساکن شد و پس از مدت‌ها سرگردانی به عنوان رفتگر به استخدام شهرداری درآمد. حسینی پس از کلاس پنجم ترک تحصیل کرد. او فرزند دوم از شش فرزند خانواده بود. خانواده او، به ویژه پدرش سخت پای‌بند مذهب بود و او با چنان اعتقاداتی پرورش یافت و همراه برادر بزرگترش، علی، در فعالیت دوران انقلاب و پس از آن شرکت کرد.


با آغاز جنگ، زهرا حسینی که در آن هنگام دختری هفده ساله بود،‌ خود را در وسط ماجرا یافت. همین که اعلام کردند جسد شهدا در گورستان روی زمین مانده است، به یاری غسالان شتافت و با شهامت و مقاومت روحی کم‌نظیری در کار غسل و کفن و دفن شرکت کرد. به کارکنان گورستان غذا رساند، مردم را برای این کار بسیج کرد، امدادگری آموخت و در هر کاری که پیش می‌آمد، از امدادگری، زخم‌بندی، حمل مجروحان، تعمیر و آماده‌سازی اسلحه، پخت و پز و توزیع امکانات فعالیت داشت. تنها هدفش این بود که مفید باشد و به مردم خدمتی بکند. پدر و برادرش در جنگ خرمشهر شهید شدند و او با دست خود آنان را در گور نهاد. خواهر کوچک‌ترش را در کارها شرکت داد. در جریان دفاع از خرمشهر مجروح شد و ترکشی در نخاع او جای گرفت که پس از آن همیشه با اوست و ناگزیر از تحمل عوارض آن است.

با این حال، او از پای ننشست و پیوسته کوشید تا در خدمت جبهه و جنگ یا مردم جنگ‌زده باشد.
گزارش حسینی از جنگ بی‌نظیر است، و به هیچ یک از کتاب‌های متعددی که ایرانیان و خارجیان درباره جنگ نوشته‌اند، شباهتی ندارد. خواننده ممکن است با اعتقادات حسینی مخالف باشد و حتی او را دختری عامی بداند که طوطی‌وار چیزهایی را باور کرده است و تکرار می‌کند. ولی باید ابله یا مغرض باشد که درباره گزارش او از وقایع تردید کند. این گزارش حقیقی و دست اول از سبعیت از یک طرف و مظلومیت و بی‌پناهی از طرف دیگر است. در آن، چنان صحنه‌هایی از ایثار و شور ایمان به چشم می‌خورد که قلب را می‌لرزاند.

 


ادامه مطلب
گروه بیداردلان | ٧:٤۳ ‎ب.ظ - ۱۳٩۱/٢/۳٠
+ نظرات ()
 
از غروب خورشید تا ظهور عشق... به قلم : یک شهروند

قائم

امام باقر علیه السلام می فرماید: یکدیگر را در روز عاشورا این گونه تعزیت دهید:

« خداوند اجر ما و شما را در مصیبت حسین علیه السلام بزرگ گرداند و ما و شما را، از کسانی قرار دهد که به همراه ولی اش، امام مهدی از آل محمد علیهم السلام، طلب خون آن حضرت کرده، به خون خواهی او برخیزیم » . (مصباح المتهجد- مفاتیح الجنان)

سالهاست که وقتی غروب روز عاشورا فرا می رسد غمی وصف ناپذیر و سنگین  وجودم را فرا می گیرد انگار که تمام غمهای عالم را بر وجودم تحمیل کردند و این غم هر سال بیشتر و بیشتر می شود و من جز اشک خون تسلایی برایش پیدا نمی کنم ...یاد آنچه بر ابا عبدالله ،اهل بیت و یاران با وفایش گذشت دلم را پر از ریش می کند ، افسوس  و صد افسوس که مردم آن روزگار قدر‌ آن موهبت الهی را ندانستند ...

اما نه؟!او می آید و به وعده اش وفا می کند و دوشادوش امام زمان(عج)اصالت حق و  نابودی باطل را بر زمین جاری می سازد و دشمنان خدا را به هلاکت می رساند....

پس بار الهی!

ما را در زمره کسانی قرا بده تا شعارمان همیشه(( یا الثارات الحسین )) باشد. الهی آمین.

 

 

گروه بیداردلان | ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ - ۱۳٩٠/٩/۱۳
+ نظرات ()
 
اگر می خواهید بدانید یک انسان چقدر اررزش دارد ...

این کلام از جناب علامه نقل به مضمون است.
علامه محمد تقی جعفری ـ رحمت‌الله ­علیه ـ می­‌گفتند:
برخی از جامعه ­شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده بودند تا پیرامون موضوع مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضوع این بود: «ارزش واقعی انسان به چیست».
برای سنجش ارزش بسیاری از موجودات، معیار خاصی داریم. مثلا معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است. معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیت آن است. معیار ارزش پول پشتوانه آن است؛ اما معیار ارزش انسان‌ها در چیست.
هر کدام از جامعه‌شناسان، سخنانی گفته و معیارهای خاصی ارایه دادند.
هنگامی که نوبت به بنده رسید، گفتم : اگر می‌خواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد، ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق می‌ورزد.
کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است، در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است. کسی که عشقش ماشینش است، ارزشش به همان میزان است.
اما کسی که عشقش خدای متعال است، ارزشش به اندازه خداست.
علامه فرمودند: من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. وقتی جامعه شناسان سخنان من را شنیدند، برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند و کف زدند.
هنگامی که تشویق آن‌ها تمام شد، من دوباره بلند شدم و گفتم: عزیزان، این کلام از من نبود، بلکه از شخصی به نام علی ـ علیه‌السلام ـ است. 
آن حضرت در نهج‌البلاغه می­‌فرمایند: «قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ»؛ «ارزش هر انسانی به اندازه چیزی است که دوست می‌دارد».
وقتی این کلام را گفتم، دوباره به نشانه احترام به وجود مقدس امیرالمؤمنین علی ـ علیه‌‌السلام ـ از جا بلند شدند و چند بار نام آن حضرت را بر زبان جاری کردند.
حضرت علامه در ادامه می‌گفتند: عشق حلال به این است که انسان (مثلا) عاشق پنجاه میلیون تومان پول باشد. حال اگر به انسان بگویند: «آی پنجاه میلیونی!»، چقدر بدش می‌آید؟ در واقع می‌فهمد که این حرف توهین در حق اوست. حالا که تکلیف عشق حلال اما دنیوی معلوم شد، ببینید اگر کسی عشق به گناه و معصیت داشته باشد، چقدر پست و بی‌‌ارزش است!
اینجاست که ارزش و مفهوم «ثارالله» معلوم می‌‌شود. ثارالله اضافه تشریفی است؛ خونی که در واقع آنقدر شرافت و ارزش پیدا کرده که فقط با معیارهای الهی قابل ارزش‌گذاری است و ارزش آن به اندازه خدای متعال است.

گروه بیداردلان | ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ - ۱۳٩٠/۸/٦
+ نظرات ()
 
منوی اصلی
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
 
درباره وبلاگ

با سلام - به تارنگار ما خوش آمدید، هدف اصلی ما از ایجاد این تارنگار شناساندن جایگاه ارزش ها بخصوص ارزش حجاب و عفاف می باشد که متاسفانه در این عصر کمی مهجور مانده است و شاید تمامی اینها بهانه ای باشد برای یافتن خویشتن خویش ... امید است با ارائه پیشنهاد و انتقاد ما را در این امر خطیر همراهی بفرمائید./ arzeshg@gmail.com

 
نویسندگان
مبینا.صوفیان
تسنیم
گروه بیداردلان
 
موضوعات مطالب
آب(۱)
اخبار حجاب و عفاف(٤)
ارزش(٢۱)
اسلام(٦)
امام حسین(ع)(٢)
امام حسین (ع)(٢)
امام علی(ع)(٢)
امام نقی (ع)(۱)
انسان(٢٥)
ایمان(۱)
باربی(۱)
به قلم شهروند(٩)
بهشت(٢)
بیداری اسلامی(۳)
پوشش(٩)
تاریخ(۱)
چادر(۱)
حجاب(۳٠)
حجاب و عفاف مردان(٢)
حضرت مهدی(عج)(۱)
حیا(۱)
خدا(٥)
دعا(٢)
دفاع مقدس(٢)
رحمت(٢)
رمضان(۱)
روز عرفه(۱)
زنان(۱۱)
زینب(۱)
سالمندان(۱)
شهدا(٤)
شهروند(۱)
شیطان(۳)
ضد ارزش(٢)
عشق(۳)
عفاف(۱٥)
غیرت(٢)
فاطمه(س)(٥)
فرهنگ(٢)
فلسفه(۱)
قدر(۱)
قدس(٢)
قران(٢)
محرم(۳)
مد(٢)
مذهبی(٢)
مسلمان(٢)
معرفت(۳)
مهاتما گاندی(۱)
هفت(۱)
کرامت(۳)
کشف حجاب(۱)
کمی تامل کنیم(۸)
 
سایر امکانات

  RSS 

POWERED BY
SinaSoft.tk

 

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً


 


تمامی حقوق محفوظ می باشد!

SinaSoft