
چند روز پیش وقتی برای خرید لباس به مرکز شهر رفته بودم در طول مسیر به آدمهایی برخورد می کردم با پوشش و رنگهای متنوع و گهگاه عجیب و غریب که تعجب من را بیشتر می کرد و با خود فکر می کردم که انسان چقدر تنوع طلب است و...
یک دفعه صدای بوق ممتدی رشته افکار من را از هم گسست و من بی اختیار به دنبال عامل صدا سرم را برگرداندم یک وانت قرمز رنگ را دیدم که صاحب آن با زدن بوق می خواست راهی برای عبور پیدا کند . وقتی وانت از جلوی من رد شد نوشته پشت وانت من را متوجه خود کرد که با خط خوش نوشته شده بود ، به مدپرستها بگوئید : آخرین مد کفن است و در پی نگاه من وانت آرام آرام از میان مردم عبور کرد و از نظرها دور شد ...
و من ماندم و رنگ قرمز ماشین و جمله پشت آن وانت که بر مغزم حک شده بود که شاید هشداری بود برای من و امثال من ...